امروز : جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۸
سرویس : اجتماعی زمان :   ۱۴۰۵/۶/۱۳ - ۲۰:۲۵ شناسه خبر : ۲۷۳۱۵
محمد علی نوبخت مشاور استاندار مازندران
تاب‌آوری ملی در ایران؛ از تحمل بحران تا ظرفیت‌سازی اجتماعی برای ساختن آینده. ایران چگونه از بحران عبور می‌کند؟ مسئله امروز ایران فقط عبور از بحران نیست؛ مسئله مهم‌تر، تبدیل بحران به ظرفیت و تاب‌آوری به نیرویی برای ساختن آینده است. جامعه ایران در شرایطی قرار دارد که مجموعه‌ای از فشارها و بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، زندگی مردم و اعتماد عمومی را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، سخن گفتن از «تاب‌آوری ملی» ضروری است؛ اما باید مراقب بود تاب‌آوری را با تحمل رنج و سکوت در برابر مشکلات اشتباه نگیریم. جامعه تاب‌آور، جامعه‌ای نیست که هرچه بیشتر رنج بکشد و کمتر سخن بگوید؛ جامعه تاب‌آور جامعه‌ای است که بتواند از دل بحران، ظرفیت بسازد و از تجربه بحران برای اصلاح و ساختن آینده استفاده کند.

مسئله امروز ایران فقط عبور از بحران نیست؛ مسئله مهم‌تر، تبدیل بحران به ظرفیت و تاب‌آوری به نیرویی برای ساختن آینده است. جامعه ایران در شرایطی قرار دارد که مجموعه‌ای از فشارها و بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، زندگی مردم و اعتماد عمومی را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، سخن گفتن از «تاب‌آوری ملی» ضروری است؛ اما باید مراقب بود تاب‌آوری را با تحمل رنج و سکوت در برابر مشکلات اشتباه نگیریم. جامعه تاب‌آور، جامعه‌ای نیست که هرچه بیشتر رنج بکشد و کمتر سخن بگوید؛ جامعه تاب‌آور جامعه‌ای است که بتواند از دل بحران، ظرفیت بسازد و از تجربه بحران برای اصلاح و ساختن آینده استفاده کند. پرسش اساسی این است: چگونه می‌توان تاب‌آوری جامعه ایران را از «تحمل بحران» به «ظرفیت‌سازی برای عبور از بحران و توسعه» تبدیل کرد؟ پاسخ را باید در دو حوزه جست‌وجو کرد: کیفیت حکمرانی و ظرفیت‌های درونی جامعه. تاب‌آوری ملی صرفاً وظیفه مردم نیست. اگر از مردم انتظار داریم در برابر دشواری‌ها ایستادگی کنند، حکمرانی نیز باید مسئولیت خود را بپذیرد. اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و انسجام ملی، محصول رابطه‌ای سالم میان دولت و ملت است.

*•سرمایه اجتماعی؛ شرط عبور از بحران*

در شرایط دشوار، شاید هیچ سرمایه‌ای مهم‌تر از اعتماد عمومی نباشد. مردم زمانی برای عبور از بحران همراه می‌شوند که احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود، تصمیم‌ها عقلانی است، مسئولان پاسخگو هستند و میان گفتار و عمل فاصله زیادی وجود ندارد. از این منظر، حکمرانی کارآمد بخشی از تاب‌آوری ملی است. تصمیم‌گیری عقلانی، اصلاح سیاست‌های ناکارآمد، مبارزه واقعی با فساد، شفافیت، پاسخگویی و استفاده از نیروهای سالم و متخصص، فقط موضوعات مدیریتی نیستند؛ اینها مستقیماً بر اعتماد عمومی و در نتیجه بر ظرفیت کشور برای عبور از بحران اثر می‌گذارند. در این میان، معیشت مردم باید یکی از نخستین معیارهای ارزیابی سیاست‌ها باشد. هر تصمیم اقتصادی و اجتماعی باید در نهایت با یک سؤال ساده سنجیده شود: اثر آن بر زندگی واقعی مردم چیست؟ سیاستی که روی کاغذ موفق به نظر می‌رسد، اما فشار بیشتری بر سفره مردم وارد می‌کند، نمی‌تواند در بلندمدت سرمایه اجتماعی تولید کند.

*•ایران به مدیران واقع‌گرا نیاز دارد*

شرایط امروز بیش از همیشه به مدیرانی نیاز دارد که میدانی، واقع‌گرا، شجاع و مسئولیت‌پذیر باشند؛ مدیرانی که واقعیت را همان‌گونه که هست ببینند، نه آن‌گونه که مطلوب آنان است. کشور به مدیرانی نیاز دارد که منافع ملی را بر منافع شخصی و جناحی مقدم بدانند، از عافیت‌طلبی و تملق فاصله بگیرند و بتوانند حتی در برابر تصمیم‌های نادرست، نقد کارشناسی و اصلاح را بپذیرند. مدیر خوب کسی نیست که همیشه خبر خوب بدهد؛ مدیری است که واقعیت را بشناسد و برای حل آن مسئولیت بپذیرد.

*•جایگاه علم و شایستگی کجاست؟*

در کنار مسئله حکمرانی، یک پرسش مهم دیگر نیز وجود دارد: جایگاه علم، تخصص و شایستگی در تصمیم‌گیری کشور کجاست؟ اگر قرار است از همه ظرفیت‌های ایران استفاده کنیم، باید راه برای حضور نخبگان، متخصصان، دانشگاهیان و نسل جدید در عرصه مدیریت و تصمیم‌سازی بازتر شود. اینکه گفته شود «هرکس می‌تواند به کشور کمک کند، بیاید و باری از دوش کشور بردارد» زمانی معنا پیدا می‌کند که این دعوت در عمل نیز با سازوکارهای شایسته‌سالارانه و فرصت‌های واقعی برای خدمت همراه باشد. مسئولیت عمومی نباید میراث خانوادگی یا امتیاز گروهی تلقی شود. معیار باید توانایی، تخصص، سلامت، تجربه و کارآمدی باشد.

*•نسل جدید؛ سرمایه آینده ایران*

اگر واقعاً نگران آینده کشور هستیم، باید نسل جدید را دریابیم. جوانان امروز فقط مخاطبان سیاست‌های کشور نیستند؛ آنان مدیران، متخصصان و تصمیم‌گیران فردای ایران خواهند بود. باید فرصت تجربه، مسئولیت و مشارکت واقعی در اختیار آنان قرار گیرد. کشور متعلق به همه مردم است و آینده آن نیز باید با مشارکت همه شایستگان ساخته شود.

*•نه تسلیم، نه تقابل؛ عقلانیت و ظرفیت‌سازی*

در مواجهه با بحران، گاهی تصور می‌شود تنها دو راه وجود دارد: تسلیم یا تقابل. اما جامعه و حکومت می‌توانند مسیر دیگری را نیز انتخاب کنند؛ مسیر عقلانیت، واقع‌گرایی، گفت‌وگو، اصلاح و استفاده از ظرفیت‌های ملی. می‌توان بر منافع ملی ایستاد و در عین حال سیاست‌های ناکارآمد را اصلاح کرد. می‌توان اختلاف‌نظر داشت، اما بر سر ایران به اشتراک رسید. می‌توان نقد کرد، بدون آنکه تخریب کرد. ایران برای عبور از شرایط دشوار به همکاری همه کسانی نیاز دارد که توسعه کشور و آینده ایران برایشان اهمیت دارد.

*•تاب‌آوری برای ساختن آینده*

تاب‌آوری نباید به ابزاری برای مطالبه تحمل بیشتر از مردم تبدیل شود. تاب‌آوری واقعی زمانی معنا دارد که به توسعه، اصلاح و ساختن آینده منجر شود. اگر حکمرانی بتواند اعتماد عمومی را بازسازی کند، از نیروهای متخصص و سالم استفاده کند، به جوانان فرصت دهد، سیاست‌های ناکارآمد را اصلاح کند و صدای جامعه را بشنود، آنگاه ظرفیت‌های پراکنده ایران می‌تواند به یک قدرت ملی تبدیل شود. در نهایت، مسئله ایران شاید کمبود ظرفیت نباشد؛ مسئله اصلی، چگونگی تبدیل ظرفیت به فرصت است. و این تبدیل از جایی آغاز می‌شود که علم بر رابطه، شایستگی بر وابستگی، منافع ملی بر منافع جناحی و گفت‌وگو بر لجاجت مقدم شود. تاب‌آوری برای تحمل کردن نیست؛ تاب‌آوری برای ساختن است. اگر نگران آینده ایران هستیم، باید از مردم، جوانان، نخبگان و همه سرمایه‌های اجتماعی کشور برای ساختن آینده استفاده کنیم. شاید مهم‌ترین پرسش امروز همین باشد:

*آیا تصمیم‌های امروز ما فقط برای عبور از بحران است، یا برای ساختن ایرانی توانمندتر و توسعه‌یافته‌تر؟*

ارسال نظر

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

• نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.


• نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.


آخرین اخبار
بیشتر