امروز : پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹ - ۱۶:۰۵
سرویس : اجتماعی زمان :   ۱۳۹۹/۳/۲۵ - ۱۲:۰۰ شناسه خبر : ۷۱۰۳

انتهای جان برج و باروی چلدر بازمانده ای از معماری ایرانیان وارش نیوز/ درادامه تورق تاریخ، باستان شناسی، تاریخ، فرهنگ، آئین و رسوم سوادکوه مازندران، اینبار نوبت می رسد به ابنیه باستانی چِلدَر ورسک سوادکوه در مازندران گوشه ای ناب از ایران، که برج و باروی آن با دو کاربرد نظامی و زندگی مدنی، خودنمایی می کند...

به گزارش وارش نیوز/ درادامه تورق تاریخ، باستان شناسی، تاریخ، فرهنگ، آئین و رسوم سوادکوه مازندران، اینبار نوبت می رسد به ابنیه باستانی چِلدَر ورسک سوادکوه در مازندران گوشه ای ناب از ایران، که برج و باروی آن با دو کاربرد نظامی و زندگی مدنی، خودنمایی می کند، هرچند همانند بیشتر آثار فاخرباستانی کهن این مرزوبوم، فقط ما را دلخوش به ثبت آن در ردیف آثار ملی نموده اند، اما دریغ از ایجاد مقدمات زیرساخت، کاوش،پژوهش، مطالعات، مرمت و اقدامی چشمگیر برای معرفی به ایرانیان و جهانیان جهت جذب گردشگر و توریست و صدور فرهنگ ایرانی و اسلامی از این طریق به قلب اروپا و آمریکا، لذا رسالت قلم و تعهد به این رسالت، پرسش‌گر و تحلیل‌گر(عبدالله شهمیر شورمستی) را مجاب می کند تا رسالت خود را با طرح سوال از صاحب نظران و انتشار در رسانه ها، نسبت به هویت، فرهنگ، آثار، معماری و... قبل و بعد از اسلام انجام دهد.

قلعه چلدر در ارتفاعات جنوبی پل ورسک در بالا دست تنگه ای موسوم به چلدر در منتهی الیه پایین یال سه خط طلا قرار دارد. هنگامی که مسافر از محور فیروزکوه به سوادکوه و دشت مازندران باشید در گردنۀ پرصلابت گدوک در فصل خرداد گل های گون کوهی به شما خوشامد می گویند بوی آویش و پونه با دوغ محلی گدوک جای خود دارد. بعد از سرازیر شدن از گردنۀ گدوک و دوگل بالادست تونل ورسک، بقایای قلعه ای به شما خواهد گفت روزگاری تاریخ این سرزمین و کنترل این تنگه به وجود ساکنان من بستگی داشت. آری اینجا قلعۀ چلدر است بر ورودی ورسک عباس آباد. این قلعه در ارتفاع حدود 1610 متری از سطح آبهای آزاد قرار دارد که امروز بقایای دیواره هایی از این قلعه باقی مانده است. در این مسیر اگر کمی متمایل به سمت راست جاده بشوید، جاده ای کم عرض تر نیز خواهید دید که راه قدیم و یا همان راه باستانی تنگه چلدر است. این راه مستقیماً در دو قسمت یکی به سمت شمال یعنی تنگه دوآب (دروازۀ بحر خزر) و طبرستان سرازیر و در تنگه ای دیگر نیز به پشت پل ورسک امروزی (درۀ ورسک- ماربمرد) در جبهه شمال و شمال شرقی قلعه می رسیده است. در این منطقه برای شناسایی راحت تر، می توانید به راه باستانی چلدر، ورودی بنا در جبهه غربی، مجتمع اول، مجتمع دوم، پل ورسک، بقایای سنگ چین باقی مانده از یک بند در تنگه شمال شرقی قلعه را مشاهده کنید. (البته لازم به توضیح است که ابتدای ورودی تنگه سر تونل ورسک هم یک بند وجود داشت و در سفرنامه ها به آن اشاره شد) این قلعه از دو طرف شرق و غرب با ساخت بند و عقب نشینی آب راه نفوذ را بر هر مهاجمی بسته بود. بیشتر مردم فقط بقایای یک بند را در درۀ ورسک دقیقاً پشت پل ورسک می بینند اما از بند دیگر گه امروز گذرگاه جادۀ تهران شمال شده است بی¬خبرند)

 

قلعۀ  چلدر در سال 1383 با شماره 11345، در فهرست آثار و ابنیه میراث فرهنگی ایران ثبت گردید. این قلعه يكي از قلعه هاي بزرگ و بنام سوادكوه است كه علاوه بر چهل در به نام قلعه  عروس و حتی مازيار نيز خوانده مي شود. روستاییان ورسک نیز به دلیل شباهت بخشی از دیواره بر جای مانده از قلعه به نیمرخ خرگوش، آن را قلعه «کله خرگوشی» می نامند. قلعه بر روي كوهي بلند قرار دارد كه از 3 جهت به پرتگاه منتهي مي شود.

يك پل آجري دو طرف قلعه را به هم متصل مي كرد، متأسفانه اين پل آجري كه با ساروج ساخته شده است در حال ريزش مي باشد. در پايين قلعه سمت شرقي آثار سدي وجود دارد كه در باور ساكنان منطقه ديواني كه در قلعه زندگي مي كردند با كنترل آب از پايين دستي-ها باج و خراج مي گرفتند. اين قلعه هنوز مورد كاووش باستان شناسان ميراث فرهنگي قرار نگرفته است. (باوند،1397: 5-214).

در مورد قلعه چلدر منابع تاریخی کمتر سخن راندند مگر چند کتاب سفرنامه از جمله رابینو، سفرنامه ناصرالدین شاه و اعتماد السلطنه در تاریخ جبال شروین و...

رابینو در سفرنامه اش آورده است:

جاده فیروزکوه (ارتفاع 5580 پا) به کاروانسرای گدوک واقع در سه فرسخی فیروزکوه و نیم میلی جنوبی گردنۀ گدوک (6620 پا) منتهی می گردد. کاروانسرای گدوک در بین دو مرز ایالت های عراق و مازندران واقع و آن یک بنای بزرگ و محکم سنگی است و... وقتی که از آن نقطه به سمت مازندران رهسپار می شویم راه رفته رفته تنگ تر و بسیار دشوار می شود. خرابه های قلعۀ «کلیپ»، که نام یکی از راهزنان مهم زمان شاه عباس کبیر بوده به طرز با شکوهی در بالای کوه بر فراز پرتگاهی واقع شده و چنین می نماید که آن قلعه گردنۀ گدوک را می بسته و آنرا از گردنۀ دیگری که به سمت جنوب می رفته جدا می کرده است و.. (رابینو، 1343 : 79). در بخش حواشی و یادداشت¬های کتاب رابینو آمده که به نظر می رسد کلیپ اشتباه ناسخ باشد و صحیح آن کلیس است. دربند کلیس یا تنگۀ گلیس از عراق به کردآباد سوادکوه است همان تنگۀ گدوک می باشد. (همان:239).

ناصرالدین شاه در سفر به مازندران، وقتی از فیروزکوه به سمت مازندران روانه شد دربارۀ قلاع تاریخی منطقه اشاره مختصری دارد از جمله نام تنگۀ چهل در را بیان می کند.

« ... هوای بسیار خوب، بنفشه و شکوفه فراوان در اطراف را دمیده خیلی نزهت و صفا داشت. در طرف دست چپ راه بر سر کوه قلعه ای دیدیم به قول عموم آن جا قلعۀ اولاد دیو بر سرکوه های سمت دست راست قلعه های محکم معتبر بود. سدی نیز در تنگه آن جا ساخته بودند. تا آبی که از بالای گردنه می آید، آنجا جمع گشته، کسی نتواند عبور نماید لیکن سد به کلی منهدم بود از آثار می-نمود که بنای محکمی بوده و آن آب هرچه از گردنه سرازیر می شود، روی به زیادتی می گذارد. همین آب است که رودخانۀ تالار می نامند و مصب  این رودخانه همان دریای خزر هست. خلاصه وارد سرخ رباط  شده از تنگۀ چهل در نیز عبور نمودیم. با آن که یک در داشت. و... » (ناصرالدین شاه و اعتمادالسطنه، 1389: 63).

اعتماد السلطنه به نقل از یادداشت های ناصرالدین شاه (در 1282هـ.ق) می نویسد: «از گردنه [که راه شاه عباسی از آن می گذرد] به منزل اول که سرخ رباط است از تنگۀ معروف چهل در باید عبور کرد» (اعتماد السلطنه، 1373: 83).

در کتاب قلاع باستانی مازندران نوشته سامان سورتیجی در سال 1381، از این قلعه با نام قلعه مازیار یاد می شود.

[.... قلعه منسوب به مازیار بن قارن است. اگر فرض شود که همه آثار آن ابتدا به ساکن در زمان مازیار احداث شده است، سابقه آن لااقل به دوازده قرن پیش می رسد و اگر تصور کنیم که این مجموعه از اسلاف مازیار به جای مانده باشد، به همان نسبت قدمت آن به قرون پیش تر خواهد رسید.] (سورتیجی، 1381، 32)

در راهنمای آثار تاریخی و فرهنگی استان مازندران در بخش سوادکوه به کوشش میراث فرهنگی استان در سال 1382 با متنی از مهدی عراقی عابدینی به چاپ رسیده، این بنا را با نام قلعه چلدر معرفی می کنند و تعلق آن را به قرن شش و هفت هجری می دانند. (عابدینی، 1382، 10)

با توجه به نام های آورده شده در متون مختلف شاید با مفهوم ترین نام بر این بنا، همان قلعه چلدر باشد که به ثبت ملی میراث فرهنگی ایران نیز در آمده است. باید بکوشیم تا بناهای سوادکوه را به بناهایی تک نام مبدل کنیم.

این ابنیه بر اساس بزرگی و کوچکی شان کاربرد مختلف دارند. بر این مبنا که مطمئناً در ابنیه بزرگ تر کاربرد سکونت گاهی هم می شود دید و در ابنیه کوچک تر کاربرد موقت و مورد نیاز لحظه را بررسی کرد. دوم اینکه این ابنیه بر اساس گستردگی کم و عدم پیدایش جوامع  زیستی شهری و یا روستایی، مطمئنا کاربرد نظامی داشته اند. که در راستای این گزارشها که در حال تدوین هستیم، به مرور می توانیم به کاربری این ابنیه پی ببریم. سکونت در قلعه چلدر نشان از یک بنای نظامی و جنگی ندارد. بلکه با بزرگی و حتی حضور فضاهایی در داخل سازه، به کاربردهای دیگر و مجموع بنا می شود پی برد. تا به امروز بر مبنای ساختار مشترک ابنیه منطقه و داده های باستان شناسی در چند بنای مشابه چون کنگلو، کیجا کرچال و اسپهبد خورشید به دو کاربرد این ابنیه می شود اشاره کرد، یک نظامی و دیگری نیایشی و مذهبی. که هر کدام از این ابنیه نشانه هایی از هر دو این کاربری ها را دارا هستند. این مسئله حتی ذهن کارشناسان و محققان را به این سمت سوق داده که شاید پیش از کاربری نظامی این ابنیه، از این ساختار ها به عنوان آتشگاه ها و کاربردهای نیایشی دیگر استفاده می کرده اند.

در مورد باستان شناسی این بنا می توان به وجود سفالهای فراوان از دوران های مختلف تاریخی اشاره کرد، که سفال نخودي و بعضاً لعابدار فراوان در اين قلعه يافت مي شود. یکی دیگر از موضوعات، توجه به استخوانهای فراوان در سطوح بیرونی و درونی قلعه است. اما باید توجه کرد که چوپانان تا آن ارتفاع نیز گوسفندان را با خود می برند و شاید گاهی نیز استخوان های امروزی نیز یافت شود. و همچنین حفاران غیر مجاز و یا گردشگرانی که برای تفریح به این ابنیه می روند، لاشه های ناهار و شام را بر سطح قلعه می ریزند. خوشبختانه تفاوت این دو دوره استخوان کاملا مشهود است. وجود دو بَند، یکی در جبهه جنوبی در تنگه ای کم عرض اما صعب العبور که دو مجتمع یک و دو را به هم می رساند و همچنین سنگ چینهای بندی در جبهه شرقی بنا، در دره با فاصله ای نسبتا زیاد از قلعه، نشان از کنترل آب و هم کنترل رفت و آمد در بنا دارد. توجه به مسیر آب و رساندن آن به قلعه بسیار حائز اهمیت است که  براي ورود آب به قلعه از سفال هايي لوله اي استفاده شده است. با توجه به مطالعات باستان شناسی در بررسی های سطحی و بدون کاوش باستان شناسی که توسط سامان سورتیجی و مهدی عابدینی عراقی در دهه هفتاد و هشتاد در قلعه چلدر صورت گرفته است، این بنا را با توجه به سفالها و آثار تاریخی دیده شده، به قرون ششم و هفتم بعد از اسلام نزدیک می دانند. اما مطمئناً تاریخ این بنا همانند بسیاری از ابنیه دیگر منطقه به بیش از قرون ذکر شده می رسد که نیاز به کاوشها و حفاری های پی در پی دارد که تا به امروز محقق نشده است. یکی از نگارندگان (احمد باوند سوادکوهی در سال 1380ش) در اين قلعه به يك گور برخورد كرد كه در داخل كوزة بزرگ اسکلتی به حالت چمپاتمه¬اي قرار داشت. اين گور متعلق به يك زن بود. در كنار جسد يك عدد كوزه و يك كاسه و در انگشت سوم هر دو پا دو عدد خلخال از جنس مفرغ قرار داشت. اشیای به دست آمده توسط باوند به کارشناس باستان شناسی میراث فرهنگی استان مازندران تحویل داده شد.

 باید بدانیم عقیم ماندن این آثار فاخر بیشتر از سوی باستان شناسان و مرمتگران استان رشد کرده است. اگر متخصصین این حرفه ها در مورد این ابنیه اطلاع رسانی نکنند، کدام مسئول از این سازه های عظیم خبردار می شود؟ زمانی که کارشناسان مربوطه در سازمان ها فقط مشغول گذران امور زندگی هستند، این ابنیه بی نام و نشان می مانند. ابنیه که در دوره ای با پتانسیل بالای نسل جوانش، توانستند به فهرست ثبت ملی ابنیه میراث فرهنگی کشور در آیند، اما امروز دیگر هیچ نامی جز یک شماره ثبت از این ابنیه بیشتر نمانده. اگر به این وضع ادامه دهیم، برای همیشه خیال دیدن سازه های مستحکم سوادکوه را در ذهن خواهیم پروراند. زمانی که همدلی و همکاری بین دو گروه باستان شناسی و مرمت نباشد این ابنیه فقط توسط حفاران غیر مجاز تبدیل به مخروبه ای می شوند که آسیبهایش هرگز درمان پذیر نخواهد بود. همکاری گروهی، که همه فقط می گویند در ایران کار گروهی وجود ندارد، ما سعی کرده ایم که این معضل را از بین ببریم و با جمعی از تاریخدانان، باستان شناسان و مرمتگران استان گروهی بی ادعا را می سازیم که بدون هیچ منیتی در کنار هم بهترین دوره پژوهشی مازندران را رقم بزنند. باز هم می گوییم هیچ مسئول و مدیری بدون مطالعه کارشناسانش نمی تواند از موضوعات اطراف با خبر باشد.

 

 

اين قلعه در ارتفاع 1600 متري از سطح دريا در منطقهي ورسك دقيقاً بالاي پل ورسك قرار دارد. کشیدگی بنا شرقی -غربی است و همچنین بقایای ورودی ای که تا 18 سال پیش در جبهه شرقی بنا وجود داشته است، نشان از ورود به این بنا نیز به صورت شرقی- غربی دارد. اما به نظر می رسد ورودی های دیگری نیز در جبهه های دیگر بنا بوده باشد که نیاز به بررسی های دقیق تر دارد.

برای توصیف درست از قلعه چلدر باید این بنا را به چند بخش تقسیم کرد. در پایین دست جبهه شرقی وجود سنگ چین بند که نشان از وجود سدی دارد؛ بخش بعدی در جبهه جنوبی و جنوب شرقی قلعه است که دیواره ای به ظاهر تراش خورده که تمام ارتفاع و طول کوه را در بر می گیرد دیده می شود که حدود 250 متر ارتفاع دارد و بر روی بیشتر بخشهای آن برج و بارو دیده می شود. در همین قسمت نیز در حدود 150 متری از سطح تنگه و رودخانه، فضایی برج مانند دیده می شود که به اتاق بزرگی شباهت دارد. در ادامه نیز از این جبهه در شیبی بیش از 45 درجه به جنوب و جنوب شرقی دیواره قلعه می رسیم. ابتدا به آثار اطراف دو مجتمع اشاره می کنیم و بعد به اصل سازه که در بالاترین قسمت قابل رویت است. در جبهه جنوبی بنا مهمترین عنصر وجود ورودی ای است که هنوز پابرجاست. و در پایین ترین قسمت جبهه جنوب و جنوب غربی و به سمت شمال قلعه نیز راه باستانی تنگه چلدر را داریم. تمام این فضا سازی ها و ساختارهای معماری، ما را به سوی دو مجتمع بسیار بزرگ می رسانند که به گفته سورتیجی در کتاب قلاع باستانی مازندران به یک هکتار می رسند.

این دو مجتمع مسکونی و نظامی را در نوشته هایمان با نام های مجتمع یک و مجتمع دو نام گذاری کردیم که به ترتیب در شرق و غرب ارتفاعات کوهستان قرار دارند. پلان قلعه مستطيل شكل به طول 450 متر و عرض 110 متر است. ببا گذر از چند پلکان که در راستای ساخت و سازهای راه آهن برپا شده است به جبهه غربی قلعه و این مجتمع می رسیم. در این مسیر چند برج مدور دیدبانی و اتاقک دیده می شود. در مجتمع دوم در دوران هشت سال جنگ تحمیلی ایران و عراق از این قلع برای تأمین امنیت پل ورسک چند پدافند نظامی مستقر کردند که امروز بقایای این سنگرها باقی مانده است. با توجه به ابعاد و سطح مقطع ارتفاع بنا در وضع موجود این فضا به دلیل قرارگیری بر بالای تنگه چلدر، می توانست فضایی جهت کنترل باشد. این فضا پلانی مستطیل شکل و با توجه به بقایای برج و بارو در چند قسمت ساختمان شاید چهار ضلع دیواره های مجتمع با بارو طراحی شده باشد. در پایین دست این مجتمع در جبهه های غربی و شمالی نیز بقایایی از دیواره دیده می شود که مطمئنا دیواری ای مانند حصار بر روی سطوح عوارض طبیعی بوده است. این مجتمع با استفاده از پل بندی کوچک در جبهه جنوبی قلعه، که در نمای بیرونی از لاشه سنگ و در داخل از آجر استفاده شده است، به مجتمع اول می رسد. دور این دیوار سرتاسری نیز باز دیوارسازی با برج و بارو دیده می شود که مطمئناً در جاهایی شاید به حصار مجتمع دو نیز متصل می شده است. با وجود برجهای قابل رویت در شیب تند کوه در جبهه شمال شرقی این بخش از مجتمع، شاید این دیواره سازه ها تا پایین دست به صورت شبکه ای هم دیگر را پوشش می دادند. این بنا شاید یکی از خوش ساختار ترین معماری های دیده شده در سوادکوه در قلعه سازی باشد که به علم مهندسی و توجه به تعاریف معماری و ارتباط آن با راه می پردازد و اینکه توجه به کنترل آب و سیستم ایدروئلیک از اهمیت بالایی در این بنا داشته است. با توجه به وجود دو پنجره در بلندترین دیوار بر جای مانده از این قلعه و در مجتمع یک، نشان از سه طبقه بودن این ساختمان در وضع موجود است. با مطالعه بر روی پوشش سقف قلعه چلدر، با توجه به  عناصر کم اما با ارزش باقی مانده، کمکی کند در شناخت پوشش ابنیه دیگر منطقه. این بنا و قلعه بزرگ و مستحکم با توجه به شواهد دیده شده در راستای آثار باستان شناسی در سطوح و در جاهایی در زیر آوار، می تواند در راستای قلعه سازی های دوره ساسانیان در دروازه دریای مازندران باشد، با مطالعات بیشتر شاید به آثاری قدیم تر هم برخورد کنیم. اما آنچه از سفالهای به دست آمده در این بنا می شود برداشت تاریخی کرد، این قلعه تا دوران اسلامی و قرون 6 و 7 ادامه حیات داده است.

مصالح به كار رفته در اين بنا لاشه سنگ و ملات ساروج است. آثار تيرهاي چوبي بر روي ديوار قلعه بيانگر چند طبقه بودن قسمت هايي از آن است. در داخل ديوار قلعه قسمت چپ مزغل (تيركش) ديده مي شود و در فواصل معيّن برج های مدور سنگي ساخته شده كه موجب استحكام قلعه شده است. در بناهای دیگر منطقه نیز برای کنترل و تقسیم نیروهای وارده بر این سازه های مستحکم با ساختار سنگ لاشه ای، استفاده از چوب به وفور دیده می شود که از عناصر مهم در نگهداری این ابنیه بوده اند که توانستند بیش از 1300 سال هنوز پا برجا بمانند. از ابنیه دیگر منطقه که از چوب در سازه استفاده شده، می توان  به بنای کنگلو، غار قلعه اسپهبد خورشید، غار طاق خانه، غار قلعه کیجا کرچال اشاره کرد. چوبهای به کار رفته از چوبهای مستحکم درختان منطقه برداشته شده اند و یکی از لایه های محافظ این ابنیه در طول دوران بوده اند.

قلعه چلدر از نظر دسترسی امروزی شاید یکی از مهمترین بناهای سوادکوه است که به راه آهن نزدیک است. این خود یک نقطه قوت برای بازدید و شناخت بنا می باشد. اگر دقت کنیم بیشتر بناهای دیگر در راستای ساخت و سازهای ذکر شده یعنی قلعه ها، برجها و غیره .... در شرایطی سخت قرار دارند و به نوعی در جاهایی قابل دسترس نیستند. اما قلعه چلدر با نزدیکی اش به پل ورسک، می تواند پروژه ای باشد برای مطالعات باستان شناسی و حفاظتی بنا، که متاسفانه به دلیل رها کردن این قلعه بزرگ و بی توجهی به آن رو به نابودی چه از لحاظ آسیبهای طبیعی و چه از لحاظ آسیبهای انسانی و حفاری های غیر مجاز است. از پل ورسک تا قلعه کمتر از پنج دقیقه زمان می برد؛ این بزرگ ترین نقطه قوت کار در کوهستان است. یعنی داشتن مسیر دسترسی هموار برای فعالیتهای باستان شناسی و مرمتی. حضور سربازانی که در پل ورسک هستند خود کمک بزرگی به حفاظت میراث فرهنگی سوادکوه می کند. این به این معنا است که در جبهه های شمال، شمال شرق و غرب هیچ کسی نمی تواند خود را بدون مجوز به این بنا برساند. اما جبهه جنوبی بنا همیشه باز و بی حفاظت مانده. مسیری که حفاران غیر مجاز به راحتی خود را به این سازه می رسانند و شبانه روز با ابزار کارشان به حفر زیبایی های سوادکوه می پردازند. نزدیکی خط راه آهن به این بنا می تواند در آینده مسیر گردشگری برای سوادکوه باشد که گردشگر با توجه به مسائل حفاظتی قلعه چلدر، به این بنا می رسد و از دوران ساسانی و صدر اسلام تا دوران پهلوی اول و دوم را در منطقه می بیند؛ و در آخر با بازدید از آبشارهای زیبای ورسک و جنگلهای بکر گَتو، سفری به یادماندنی را در بخشی از بهشت ایران به پایان می رساند. ضعف مازندران بر این است که شاخصه گردشگری آن بیشتر بر مبنای دریاچه بزرگ مازندران و جنگلهای زیبای آن بوده و است که فقط رو به نابودی هستند و هیچ جای ایران از تاریخ طبرستان و مازندران خبری ندارند و استان ما تبدیل به بهشتی متروکه شده که نیاز به ترمیم و رنگ دارد. از قلعه چلدر هیچگاه نباید غافل شد، زیرا یکی از بزرگترین سایت های باستان شناسی و مرمتی سوادکوه خواهد بود، که دسترسی به آن ممکن است.

رها کردن ابنیه ای چون قلعه چلدر، رها کردن بزرگترین بخش هویت فرهنگی مرز و بوم مان در شهرستان سوادکوه است؛ از یک یا ده متر و حتی صد متر مربع صحبت نمی کنیم، صحبت در مورد بنایی چند هکتاری است که در سه دهه اخیر غیر از ثبت ملی آن هیچ اقدام دیگری در حفاظت و مطالعه این قلعه صورت نگرفته است. این بی هویتی فرهنگی به بی هویتی انسانی اتصال دارد و به نوعی به بی هویتی باستانی و کوه های سربه فلک کشیده شهرستان هم مربوط می شود. بنایی که تا سال 1399 هر لحظه مورد تجاوز حفاران غیر مجاز قرار گرفته و دیوارهای آن مانند قالب های یخ شده اند که در زیر تابش نور آفتاب سوزان به آب روانی تبدیل شده اند. ای کاش بیشتر ببینیم، و بدانیم که دیدن یک اثر زیباتر از داشتن آن است. اینجا تعریف موزه معنای اصولی می گیرد. متاسفانه به دلیل عدم کپی رایت در ایران، نگارندگان نمی توانند تمام ترسیمات انجام شده را در این گزارش بیاورند. اما در مطالعات انجام شده در بخش معماری، می توان گفت که قلعه چلدر یکی از بزرگترین بناهای سوادکوه، که در محلی سخت و دشوار بنا شده است. با حفاری های متعدد و بررسی های معماری بعد از حفاری، سازه ای با زیبایی شناسی بالا از زیر خاک بیرون کشیده می شود که میراث دار چندین قرن مقاومت در برابر جنگلها و عوامل موجود طبیعی، زلزله، سرما و گرمای کشنده منطقه و امروزه در پنج دهه نیز زیر تیغ دشمنانی به نام حفاران غیر مجاز، است. به یاد داشته باشیم هر اثر و یا بنایی در جهان به راحتی معرفی نشده، و نیازمند شناخت و بررسی و ارزش گذاری هستند، که قلعه چلدر نیز در این رده میراث فرهنگی است.

 آنچه چلدر امروز به ما می گوید در این بیت «عماد خراسانی» نمودار است:

بر ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار    فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست!

 

 

 

قلعه چِلدَر، وِرِسک، سوادکوه، مازندران

کارشناسان تاریخی و مرمت : احمد باوند سوادکوهی، محمد کشاورز دیوکلایی

 گزارشگر، پرسشگر و تحلیلگر: عبدالله (علی) شهمیر شورمستی،

تصاویر: محمد کشاورز دیوکُلایی، احمد باوند سَوادکوهی، علیرضا رستمی اُسانلو، کمیل قاسم پور، محمد واحدی کِلاگِری

خرداد 1399

ارسال نظر

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

• نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.


• نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.


آخرین اخبار
بیشتر