به گزارش وارش نیوز و به نقل از فارس، مدیرمسئول متعهد و انقلابی روزنامه کیهان در یادداشتی با رویکردی مسئولانه و دغدغه مند، با خطاب قرار دادن دکتر قالیباف و تجلیل از سوابق انقلابی وی در دوران انقلاب، جنگ تحمیلی و عرصه های مدیریتی به ویژه مسئولیت مذاکرات کشورمان نسبت به همسویی برخی از مواضع وی با غربگرایان و در نتیجه تغییر پایگاه اجتماعی حامیانش هشدار داد. آنچه نامه شریعتمداری را از یک نقد صرفاً رسانه ای متمایز می سازد، حفظ چارچوب های اخلاقی و پرهیز از تخریب در عین صراحت لهجه بود که فضای مساعدی را برای یک پاسخ متعهدانه و هوشمندانه فراهم آورده است.
دکتر قالیباف نیز در پاسخ به این نامه که تبلوری از دیپلماسی درون گفتمانی و تلفیق زیبای مقاومت، عقلانیت و اخلاق انقلابی بود با سپاسگزاری از خیرخواهی و تذکر برادرانه شریعتمداری نشان داد که نقد درون سازمانی نه تنها مایه رنجش نیست بلکه بر اساس آیه شریفه «وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَی تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ» می تواند مایه تقویت برادری دینی و سیاسی باشد. او با تواضعی مثال زدنی، خود را سربازی کوچک از خیل مجاهدان انقلاب دانست که سرمایه اصلی خویش را نه در مناصب بلکه در عهدی که با امام راحل، امام شهید و رهبر معظم انقلاب دارد، می داند. از درخشان ترین وجوه این پاسخ، تلقی مسئولیت مذاکره به عنوان «امتحانی سنگین و امانتی خطیر» بود؛ رویکردی که شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت آن را عین عافیت طلبی قلمداد می کند و نشانه ای از نگاه نو، فراجناحی و ملی به منافع نظام اسلامی است.
قالیباف در ادامه با نگاهی متوازن و عمیق، مذاکره را نه ارزش ذاتی و نه تابو معرفی کرد و آن را صرفاً در صورتی مفید و مشروع دانست که ابزاری برای پیشبرد منافع ملی، احقاق حقوق ملت، رفع ظلم و تثبیت دستاوردهای مقاومت باشد. او با استناد به آیه قرآنی «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» تأکید کرد که گفتگو اگر لازم باشد، خود میدان مبارزه و مقاومت است و جایگزین آن نیست و به هیچوجه نشانه عقب نشینی از مواضع اصولی کشور و انقلاب نخواهد بود. رئیس مجلس همچنین با تأکید بر مرزبندی با غربگرایی و هرگونه تندروی، بی انضباطی در گفتار و عمل، به درستی نقطه گمشده انقلابی گری را عقلانیت انقلابی دانست که در سایه تقوای سیاسی می توان به آن دست یافت.
از سوی دیگر، تبادل این نامه ها حاوی پیامهای راهبردی عمیقی برای تقویت و انسجام هرچه بیشتر جبهه انقلاب است، چراکه اختلاف نظرها در این جبهه نه تنها آسیبی به وحدت وارد نمی سازد، بلکه در صورت استمرار بر مدار صحیح و مبتنی بر حفظ حرمت ها، می تواند به شفاف سازی و تعمیق گفتمان انقلابی کمک شایانی کند. چنانکه شریعتمداری با قلمی برنده اما متعهدانه نقد کرد و قالیباف نیز با ادبیاتی هوشمندانه و منصفانه به آن پاسخ گفت و نشان داد که نقدپذیری، فضیلت اساسی در عرصه سیاست است.
نکته اساسی و راهبردی در دیدگاه قالیباف، عقلانیت انقلابی به معنای تلفیق اصول ثابت مقاومت با تدبیر و مدیریت هوشمندانه به عنوان رمز عبور از تنگناها و پیچ های تاریخی است. در این اثنا، با تفکیک قاطع میان مذاکره و سازش و تأکید بر گفتگو از موضع قدرت، این گفتمان را به بهترین شکل ممکن تبیین و ثابت کرد که انقلابی گری هرگز به معنای کنار گذاشتن ابزارهای کارآمد دیپلماسی در عرصه حکمرانی نیست.
از دیگر سو، تأکید بر ولایت پذیری حقیقی به عنوان التزام عملی به منظومه رهنمودهای رهبری و لزوم پرهیز از دوقطبی سازی به عنوان جانمایه دو نامه یادگاران ارزشمند دفاع مقدس نشان داد که انسجام و یکپارچگی مهمترین سرمایه راهبردی جبهه انقلاب در مواجهه با امواج پیچیده سیاسی و بین المللی است. مسئولیت پذیری در قبال مسائل کلان کشور، تکلیف انقلابی است که همه ارکان جبهه انقلاب بر آن وحدت نظر دارند و تلقی مذاکره به عنوان امتحانی سنگین و نه یک امتیاز شخصی یا جناحی از منظر دکتر قالیباف، نگاه ملی و فرابخشی به این موضوعات را در بستر فعالیت سیاسی واجد ارزش می داند و حاشیه سازیها و مسائل بی فایده و فرساینده را مجال طرح نمی دهد.
بی گمان، آنچه این تبادل نامه را به فرصتی طلایی برای جبهه انقلاب تبدیل می کند، فراتر رفتن از سطح یک پاسخگویی معمولی و ورود به عرصه «الگوسازی رفتاری» در ساحت سیاست است. قالیباف با هوشمندی نه تنها به پرسش های شریعتمداری پاسخ داد، بلکه با تعریف مذاکره به مثابه «امتحانی سنگین» و مسئولیتی فراجناحی، عملاً همگان را به بازتعریف نقش خود در قبال منافع ملی فراخواند و شریعتمداری نیز با نقدی برادرانه و در عین حال صریح ثابت کرد که دلسوزی انقلابی را نباید با دشمنتراشی و تخریب اشتباه گرفت. این تعامل موفق ثمره ای جز تقویت سرمایه اجتماعی نظام و افزایش ضریب نفوذ گفتمان انقلاب در میان نخبگان و افکار عمومی ندارد چراکه نشان می دهد جبهه انقلاب نه فقط در میدان مبارزه با دشمنان خارجی بلکه در عرصه اداره اختلافات داخلی نیز به بلوغ رسیده و می تواند با حفظ چارچوب های اخلاقی، اختلاف نظرها را به فرصتی برای شفاف سازی و هم افزایی تبدیل کند.
به هر روی، این نامه نگاری ها را باید آئینهی تمام نمای بلوغ سیاسی در جبهه انقلاب قلمداد کرد؛ جبههای که در عین حفظ اصول و ارزش های بنیادین، ظرفیت نقد درون گفتمانی و پرسشگری هوشمندانه را نمایانده و میتواند در برهه های حساس با حفظ وحدت و انسجام حداکثری، نقشی تعیین کننده و اثربخش ایفا کند. بی تردید این الگوی تعاملی، دستاوردی گرانبها برای نظام اسلامی و شایسته ترویج در سطح رسانهها و محافل سیاسی کشور است و به عنوان سرمشقی برای تمامی کنشگران عرصه سیاست، روحیه برادری، نقد منصفانه و عقلانیت انقلابی را تبلور می بخشد تا جبهه انقلاب را در قامت منسجمترین و کارآمدترین جریان سیاسی برای عبور از چالش های پیش روی کشور مهیا سازد و ارتقای سطح کارآمدی نظام اسلامی را در مواجهه با بحران ها و ابرچالش های آینده فراهم آورد.عقیل امامی تحلیلگر مسایل سیاسی؛ فرهنگی و اجتماعی