به گزارش وارش نیوز و به نقل از خبرنگار دسترنج ۲۴،در فضای سیاسی ایران، اختلافنظر دیگر پدیدهای پنهان یا استثنایی نیست. محمدعلی نوبخت این واقعیت را انکار نمیکند، اما از آن تصویری دقیقتر و سختگیرانهتر ارائه میدهد. به باور او، اختلاف در هر جریان سیاسی نهتنها طبیعی است، بلکه اگر در مسیر گفتوگو و اصلاح قرار بگیرد، میتواند به پویایی و رشد منجر شود. مسئله اصلی از نگاه او، خود اختلاف نیست؛ نحوه مدیریت اختلاف است که تعیین میکند این تنوع دیدگاه، به فرصت تبدیل میشود یا به شکاف.
او تأکید میکند که در شرایط پیچیده داخلی، منطقهای و بینالمللی، کشور بیش از هر چیز به عقلانیت، گفتوگوی ملی، قانونگرایی و انسجام نیاز دارد. به زبان دیگر، سیاستورزی اگر از منافع ملی جدا شود، حتی پرهیاهوترین مواضع هم نمیتوانند آن را نجات دهند.
صدای بلند، همیشه نشانه نفوذ نیست
یکی از بخشهای قابلتوجه این گفتوگو، نگاه نوبخت به وزن سیاسی جریانهایی است که در فضای رسانهای بیش از دیگران دیده میشوند. او از قضاوت شتابزده درباره میزان نفوذ یک جریان پرهیز میکند و یادآور میشود که پرصدابودن لزوماً به معنای اثرگذاری واقعی نیست.
از نظر او، در فضای سیاست ایران باید میان حضور رسانهای و تأثیر در تصمیمسازی تفاوت گذاشت. ممکن است جریانی در تریبونها، شبکههای اجتماعی یا موضعگیریهای علنی بسیار فعال باشد، اما در فرآیند واقعی تصمیمگیری وزن تعیینکنندهای نداشته باشد. در مقابل، گاهی برخی مواضع کمسروصدا، تأثیری عمیقتر از آنچه دیده میشود بر روندها میگذارند.
این نگاه، بهنوعی نقدی است بر سیاستی که بیش از آنکه به حل مسئله فکر کند، به نمایش قدرت و غلبه رسانهای دل بسته است.
سیاست وقتی از زندگی مردم جدا شود، مشروعیتش را از دست میدهد
نوبخت در بخش مهمی از سخنانش، مسئلهای را برجسته میکند که در بسیاری از گفتوگوهای رسمی به حاشیه میرود: فاصله تصمیمگیران از واقعیت جامعه. او میگوید نمیتوان با تکیه بر ذهنیتهای ایدئولوژیک یا چارچوبهای انتزاعی، برای جامعهای تصمیم گرفت که با تورم، گرانی، کاهش قدرت خرید، بیکاری و نگرانیهای آینده دستوپنجه نرم میکند.
به باور او، تصمیمگیران باید به متن زندگی مردم برگردند؛ به خانهها، خیابانها، بازارها، کافهها و محلهها. آنجا واقعیت سیاست دیده میشود، نه در اتاقهای بسته و گزارشهای کلی. او از سیاستورزان میخواهد صدای نسل جدید و جوانان را بشنوند، چرا که آینده کشور در گرو فهم درست همین نسل است.
در این بخش از گفتوگو، لحن او از تحلیل سیاسی به هشدار اجتماعی نزدیک میشود: وقتی سیاست از مردم جدا شود، هرچقدر هم که در سطح قدرت منسجم به نظر برسد، در عمق جامعه فرسوده خواهد شد.
نقد سیاست خارجی؛ حق مردم است، اما با مسئولیت ملی
نوبخت نقد را ضروری میداند، اما نه هر نقدی را. او میان نقد دلسوزانه و موضعگیری هزینهساز مرز میگذارد؛ بهویژه در حوزه سیاست خارجی که از حساسترین عرصههای حکمرانی است. به گفته او، هر جمله، هر تجمع و هر موضع داخلی میتواند از سوی طرفهای خارجی رصد و تفسیر شود؛ بنابراین مسئولیت سیاسی در این حوزه چند برابر میشود.
او معتقد است نقد سیاست خارجی باید کارشناسی، اخلاقی، قانونی و مسئولانه باشد. از نگاه او، همانطور که در پزشکی به پزشک و در مهندسی به مهندس رجوع میکنیم، در سیاست خارجی هم باید به تخصص، تجربه و نهادهای مسئول اعتماد کرد. این به معنای تعطیلی نقد نیست؛ بلکه یعنی نقد باید به تقویت قدرت چانهزنی ملی کمک کند، نه اینکه پیامهای متناقض به بیرون ارسال کند.
در منطق نوبخت، سیاست خارجی جای هیجان نیست. شعار، هیجان لحظهای و رفتارهای مقطعی اگرچه ممکن است در فضای داخلی اثر عاطفی داشته باشند، اما در میدان دیپلماسی میتوانند هزینههای سنگین اقتصادی و سیاسی بر کشور تحمیل کنند.
رقابت سیاسی وقتی ارزش دارد که به رفاه مردم برسد
در ادامه گفتوگو، نوبخت از یک اصل بنیادین سخن میگوید: هیچ رقابت سیاسیای بالاتر از رفاه مردم نیست. او بهصراحت از قدرتطلبی، جناحگرایی، فامیلگرایی و رفیقبازی انتقاد میکند و میگوید جامعه این رفتارها را در شرایط دشوار اقتصادی برنمیتابد.
از نگاه او، اولویتهای واقعی مردم روشن است: آرامش، امنیت، امید، بهبود معیشت، مهار تورم، اشتغال، حمایت از تولید و مبارزه با فساد. اگر سیاستمداران نتوانند خود را با این مطالبات هماهنگ کنند، فاصلهشان با جامعه هر روز بیشتر خواهد شد.
نوبخت در این بخش، رقابت سیاسی را نفی نمیکند؛ اما آن را مشروط میداند. رقابت زمانی ارزشمند است که سرمایه اجتماعی را بالا ببرد، کیفیت تصمیمگیری را ارتقا دهد و به توان ملی اضافه کند، نه اینکه صرفاً برای غلبه جناحی به کار گرفته شود.
منافع ملی، خط قرمز مشترک همه جریانها
آنچه از مجموع سخنان نوبخت بهروشنی برمیآید، اصرار او بر تعریف دوباره خط مشترک در سیاست ایران است. او معتقد است همه جریانها، با هر نگاه و سلیقهای، باید بر سر یک اصل توافق داشته باشند: منافع ملی.
به بیان او، اختلافنظر اگر در چارچوب قانون و گفتوگو بماند، نهتنها خطرناک نیست، بلکه میتواند به تصحیح مسیرها کمک کند. اما اگر به حذف، تقابل فرسایشی و تقدم منافع جناحی بر منافع عمومی منجر شود، دیگر نشانه بلوغ سیاسی نیست؛ نشانه بحران حکمرانی است.
این همان نقطهای است که نوبخت از موضع یک تحلیلگر سیاسی به موضع یک هشداردهنده ملی میرسد: کشور بیش از آنکه به پیروزیهای مقطعی نیاز داشته باشد، به انسجام، عقلانیت و تصمیمهای متکی بر واقعیت نیاز دارد.
به گزارش خبرنگار ما،گفتوگوی محمدعلی نوبخت بیش از آنکه بر رقابتهای جناحی متمرکز باشد، تلاشی است برای بازگرداندن سیاست به جای اصلی خود: خدمت به مردم. او از اختلاف نمیترسد، اما از بیمدیریتی اختلاف هراس دارد؛ از نقد دفاع میکند، اما نقد بیمسئولیت را نمیپذیرد؛ و از سیاست خارجی حرف میزند، اما آن را به هیجان و شعار تقلیل نمیدهد.
در نهایت، پیام او روشن است: هیچ جریان سیاسی، هیچ موضع رسانهای و هیچ پیروزی جناحی نباید بر زندگی مردم و منافع ملی سایه بیندازد.