امروز : شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ - ۰۵:۴۰
سرویس : اجتماعی زمان :   ۱۳۹۹/۶/۲۶ - ۰۹:۳۶ شناسه خبر : ۸۹۲۴

نقش شبکه های اجتماعی در بلوغ زود رس وارش نیوز/ گاهي تقليد کورکورانه و کودکانه آنچه در فيلم ها مي بينند، بدون درک صحيح از غريزه جنسي، آرام آرام، کودکان را به سمت لذت هايي مي برد که نتيجه اش همان " بلوغ زودرس" خواهد شديک جامعه سالم متأثر از خانواده سالم، پرورش دهنده افرادي سالم است.

وارش نیوز/  حال و روز يک جامعه برداشت ماحصل تلاش گذشتگان است و آينده نه چندان دور آن بستگي به حال جواناني دارد که اکنون ميراث دار داشته ها هستند، جواناني که در کنار سازندگان جامعه امروز، راه و روش زندگي و سازندگي را فرا مي گيرندزندگي بدون "سازندگي" مفهومي عاري از تلاش و مسئوليت دارد و براي چنين زندگي نمي توان هدفي تصور شد، در اين صورت قطعا جامعه مبتلا به "روزمرگي" شده و به ناچار اهداف خيالي و پوچ چون قارچ هاي سمي در آن رشد و نمو مي کنند.

 اين که نيروي انساني متخصص، متفکر و متعهد، سرمايه اي بزرگ و در عين حال قدرتي بس عظيم براي استقلال همه جانبه و ثبات قدم به سوي پيشرفت يک جامعه است، بر کسي پوشيده نيست و دشمنان نظام ما هم به خوبي دريافته اند که موفقيت جامعه کنوني ايران برگرفته از استحکام کانون گرم خانواده است.

از اين رو در قدم نخست، تمامي اعضاي تشکيل دهنده يک خانواده را اعم از والدين و فرزندان و پل هاي ارتباطي بين آنها که همان انتقال صحيح فرهنگ، سنن، اعتقادات مذهبي و ارزش هاي بومي است، مورد هدف قرار داده اند تا والدين را به "بدسرپرستان فرهنگي" و فرزندان را به " مهاجران فرهنگي" تبديل کنند.

 اين "بد سرپرستي فرهنگي" والدين و از طرفي "مهاجرت فرارگونه " جوانان از فرهنگ بومي،مذهبي خود، شکاف عظيمي در راه پيشرفت جامعه به سوي آرمان هاي ملي باز مي کند، چرا که آنها "بيگانگان فرهنگ خودي" خواهند شد که در پي کسب حداکثر هويتي اند که از آنان نه استقلال مي خواهد و نه پيشرفت ... بلکه داستانش ، خواسته اش... وابستگي است و بهاي آن چيزي جز از دست رفتن نيروي جواني، حراج هويت و سستي اراده نخواهد بود.

حال که در عصر ارتباطات و رسانه هستيم، مهم ترين ابزار دشمن براي سلطه فرهنگ بيگانه که ما از آن به عنوان " فرهنگ غربي" يا " فرهنگ مهاجم" ياد مي کنيم، ابزار رسانه ها يا همان شبکه هاي ماهواره اي  یا شبکه های اجتماعی هستند.

اگر برنامه هاي شبکه هاي ماهواره اي براي همه اعضاي خانواده تورهاي فکري پهن کرده و با پيام هاي ضدفرهنگي به دنبال اهداف خود هستند، بيشترين سرمايه گذاري را بر روي فکر کودکان انجام کرده و فطرت پاک فرزندان را مورد آماج حملات خود قرار داده اند و اين امر به گونه اي طراحي شده است که والدين نيز در اين ميدان بيشترين نقش را ايفا کنند.

پدر يا مادري که بدون توجه به سن کودک و عدم تشخيص و تميز او بين داستان پردازي و واقعيت، کنترل تلويزيون را در دست گرفته و شبکه هاي مختلف را آنقدر مي کاوند تا فيلمي مهيج و اکشن ببيند يا اينکه بنابر تصور خود با انتخاب يک سريال خانوادگي اوقات فراغت خوشي را براي همه اعضاي خانواده فراهم کند و يا خيلي سطحي تر با گوش دادن به يک شوي موسيقي حال و هواي خانه را تغيير دهد ؟ خواسته و ناخواسته آب در آسياب دشمن مي ريزد.

اما آنچه که دشمنان براي آن برنامه ريزي کرده اند، فراتر اين بحث هاست، بايد با کودکان با زبان خودشان صحبت کرد تا انگيزه هايشان را براي همراهي بيشتر جلب کرد، به همين خاطر است که شاهد رشد قارچ گونه برنامه هاي ويژه کودکان در شبکه هاي ماهواره اي هستيم، حتي مي بينيم که برخي از برنامه هاي بزرگسالان در ميان انيميشن کودکانه جاي گرفته اند، چرا که ديدن کارتون و خارج شدن از دنياي واقعي لذت بيشتري دارد! حالا اين که کودک تا سنين 5 يا 6 سالگي قدرت تشخيص يا تفکيک واقعيت از افسانه را ندارد و آنچه مي بيند برايش حکم يک"آموزش" را دارد و ماهواره آموزشگاهي که به او ارزش هاي جديد، سبک زندگي جديد ، علايق جديد و ارتباط جديد را ياد مي دهد در اين جاست که کودک با ديدن و شنيدن صحنه ها و ديالوگ هايي که در محيط پيرامونش نبوده است،آشنا و الگو می گیرد

 در دنيايي قرار مي گيرد که به زيبايي !‌ در قالب داستان و بازي، ارزش هاي دنياي واقعي او را دستخوش تغيير مي کند. زوال دوران کودکي کودک اثر محتوايي يا داستاني سريال‏ها را نمي گيرد، اما بسياري از ظواهر و ماجراها برايش عادي مي‌شود و بعد نمي‌توان او را قانع کرد که اين‌ها در اخلاقيات ما نيست.

از آنجايي که بيشترين تمرکز برنامه هاي رسانه هاي غربي توجه به مسائل جنسي در قالب موسيقي، نمايش،‌سريال و حتي کارتون ... است نخستين چيزي که توجه کودک را جلب مي کند، تفاوت هاي جنسيتي و ارتباطاتي است که در تمام ابعاد برايش مجهول است و بايد آن را کشف کند.

 اين امر باعث ايجاد بلوغ زودرس در کودکان مي شود،در تعريف علمي بلوغ زودرس (early puberty ) پديده هاى فيزيولوژيک است که هم در پسران و هم در دختران ديده مى شود که فرد زودتر از هم سالان خود علائم و آثار بلوغ را ظاهر مى سازد و البته شيوع آن در دختران بالاتر است.

جامعه ايده آل، جامعه اي است که پسرها و دخترها در سنيني با مفهوم غريزه جنسي آشنا شوند که حس نياز به آن را درک کنند و تا ازدواج فاصله زيادي نداشته باشند، اگر شرايطي ايجاد شود که دخترها و پسرها زودتر از زمان طبيعي با غريزه جنسي آشنا شوند و سال ها بعد از آن، زمينه ازدواج برايشان فراهم نشود، چه اتفاقاتي خواهد افتاد؟ کودک 12 ساله اي که به بلوغ جنسي مي رسد، اما هنوز به سن رشد عقلي نرسيده است، چگونه مي تواند آتش تند غريزه را در خود کنترل کند؟ آيا آتش کنترل نشده کودک، حال و آينده و شخصيت او را نمي سوزاند!‌ چه ميزان مي توان پيش بيني کرد چنين کودکي دست به خطاهاي بزرگ نزند ، خطاهايي که زشتي آن برايش قابل درک نخواهد بود و يا اينکه راهي براي رفع آن جز انجام خطرهاي جبران ناپذير وجود نداشته است؟ اين چنين کودکاني به راستي قربانيان بي گناهي هستند که از نظر عقلاني آمادگي پذيرش چنين وضعيتي نيستند و پدر و مادر بدون توجه آنها را به سوي رفتارهاي پر خطر سوق داده اند.

تقليد رفتارهاي جنسي‌ بدون شک تماشاي صحنه هاي جنسي مانند تماشاي زنان نيمه برهنه و ... يکي از اصلي ترين عوامل بلوغ زودرس در کودکان است، کودکي که ساعت ها پاي تلويزيون نشسته و حرکات خارج از عرف و زشت را در کمترين پرده پوشي مي بيند، در ضمير ناخودآگاه خود نه تنها هوس راني را زشت نخواهد پنداشت بلکه آن را قسمتي از زندگي دانسته و به آنها روي آورده و در بزرگسالي هم به آن معتاد خواهد بود. 

گاهي تقليد کورکورانه و کودکانه آنچه در فيلم ها مي بينند، بدون درک صحيح از غريزه جنسي، آرام آرام، کودکان را به سمت لذت هايي مي برد که نتيجه اش همان " بلوغ زودرس" خواهد شد. حتي گاهي موسيقي هايي که شايد در نظر اول چيزي به جز آهنگ تند و رقص آور نباشد!‌چنان با تصاويري که همراه است نوجوان را تحريک مي کند که انگيزه و جسارت دست زدن به اعمال جنسي را در او زياد مي کند.

مشاهده آثار اينگونه فيلم ها و موسيقي ها را مي توان در نوع رفتار و مشکلات نوجوانان کشورهاي غربي ديد و آن را دست مايه عبرت قرار داد، به طوري که متفکران غربي چون " نيل پست من" از استاتيد دانشگاه نيويورک درباره آثار رسانه بر انديشه، اخلاق و رفتار کودک، کتابي با عنوان " زوال دوران کودکي" نوشته است و در آن به بالا رفتن ميزان جرايم اشاره کرده است و مي گويد: ( در فاصله بين سال هاي 1950 تا 1979 فاصله و شکاف بين ميزان جرايم خردسالان و بزرگسالان کم تر شده و اين نشان دهنده افزايش ارتکاب جرايم توسط کودکان و اطفال خردسال است تا جايي که افزايش تعداد کودکان مجرم و مرتکبان به جرايم سنگين مثل قتل، سرقت مسلحانه، تجاوز جنسي منجر به قتل و ... درصد بالایی  را نشان مي دهد

آري خود صاحبان اين تفکر و فرهنگ ،در آتشي که به پا ساخته اند مي سوزند و هر از گاهي نخبگان آنها دمي مي زنند اما حريق گسترده تر از آن است که بشود به راحتي خاموش کرد.

پيشنهادات جامعه ما هنوز درگير اين مسئله به صورت حاد نشده است در حالي که برنامه ريزي دشمنان براي ما کمتر از آنچه در کشورهاي خود رخ داده است، نخواهد بود از اين رو والدين بايد در انتخاب برنامه ها و موسيقي هايي که نوجوانان اشان به تماشاي آن مي نشينند گزينشي درست داشته باشند تا علاوه بر اينکه از دوران کودکي بيشترين استفاده را مي کنند، نيروي جواني را براي زندگي سالم و موفق به کار گيرند.

بلوغ زودرس علاوه بر موارد ياد شده مي تواند به عنوان يک بيماري که شايد بيشترين نمود و بروز را در عصر ما دارد مورد توجه قرار گيرد و والدين و خانواده ها مي بايد در اين زمينه اطلاعات کافي داشته باشند و تحت هر شرايطي اگر کودکشان با آن مواجه شد بدانند عوارضش چه خواهد بود و چگونه آن را کنترل کنند.

رشد اندام‌ها و بروز علائم بلوغ در نوجوانان کم‌ سن در مقايسه با ساير همسالان، باعث ايجاد اضطراب شديد در اين کودکان و‌ ‌والدين آنها مي‌شود. همچنين مشکلات رفتاري و هيجاني همچون تغيير در تعاملات اجتماعي و عدم تمرکز در مدرسه در افرادي که بلوغ زودرس را تجربه مي کنند؛ مشاهده مي شود.

اختلالات خلقي و شخصيتي در افرادي که دچار بلوغ زودرس مي‌شوند بيشتر مشاهده مي‌شود، بلوغ زودرس فرد را زودتر از موعد با استرس‌هاي مربوط به دوره جواني روبه رو مي‌کند، ارتباطات اجتماعي او را تحت تاثير قرار مي‌دهد و حتي در برخي موارد موجب انزواي نوجوان مي‌شود. اينکه وجود حريم هاي بيش از حد و خجالت باعث مي شود که فرزنداني که به بلوغ زودرس دچار شده اند نتوانند مشکلات خود را با والدين خود در ميان بگذارند اضطراب مضاعفي را بر آنها تحميل مي‌کند.

نوجواناني که بلوغ زودرس را تجربه مي کنند احتمال مبتلا شدن به اضطراب و افسردگي نسبت به همتايان خود را بيشتر دارا هستند. آنها حتي ممکن است دچار آزار جسماني ديدن، سيگار گشيدن، تجربه هاي جنسي زود هنگام شده و همچنين با کاهش عملکرد تحصيلي مواجه شوند.

در دختراني که بلوغ زودرس داشته اند عزت نفس پايين و تصوير بدني نادرست نيز مشاهده مي شود، بلوغ ديررس نيز مشکلاتي را از جمله کاهش دوستي هاي آنها در مدرسه و اعتماد به نفس پايين را براي فرزند ما ممکن است ايجاد کند.

والدين بايد انتظار چنين علائمي را داشته باشند و آن را پيگيري کنند و قبل از اينکه فرزندان اين اطلاعات را از همکلاسي‌ها و دوستان خود به‌طور ناقص و نامفهوم دريافت کنند والدين با آنها ارتباط بگيرند و همه آنچه لازم است بدانند به شکل درست در اختيار آنها قرار دهند.

ايجاد رابطه صميمانه با فرزندان از سوي والدين و هم‌چنين توجه به نقش معلمان در جلوگيري از بروز رفتارهاي نابهنجار و مخرب مي‌تواند به کاهش چنين آسيب‌هايي در نوجوان کمک کند، اطمينان دادن به فرزندان در مورد طبيعي بودن آنان نقش کليدي در پيشگيري از اضطراب دارد.

گرد آوردنده: سرهنگ سید جعفر ساداتی – معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان مازندرا

ارسال نظر

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

• نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.


• نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.


آخرین اخبار
بیشتر