امروز : دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۲:۵۴
سرویس : اجتماعی زمان :   ۱۳۹۹/۱/۲۷ - ۱۲:۰۷ شناسه خبر : ۶۰۳۹
عبدالله شهمیرشورمستی و نگاهی به دژ اسپهبد خورشید
مدعیان پرادعای هویت کهن و بی خبری از رازهای گم شده در دل تاریخ هرگاه سخن از هویت و تاریخ می شود،عده ای از ما بلافاصله مفاخر،تاریخ، آثارباستانی، و معماری کهن ایرانیان را وسط می کشیم یا ازمبانی اسلام و تشیع علوی سخن می گوییم

 وارش نیوز/ اما واقعیت و حقیقت تلخ این هست بعضی از ما مدعیان هنوز از پیشنه تاریخی،افتخارات باستانی و معماری خویش بی خبریم. حتی کتب اسلامی را هم خوب مطالعه نکرده ایم(تاکید بر واژه بعضی) 
اگر بپرسند شما که به ایرانی بودن خود می بالید چقدر آثار باستانی،فرهنگ غنی، جاذبه ها، تاریخ، هویت و...حداقل دیار زندگی خود را می شناسید،یا حتی برای یک بار به جاذبه های گردشگری، تندرست افتخارات باستانی و تاریخی، ابنیه های کهن رجوع کرده اید یا به واقع چند کتاب اسلامی را از علمای دین یا پژوهشگران و نویسندگان، خوانده اید که فقط 10 دقیقه از اسلام و ایران، از تاریخ و هویت،کنفرانس دهید، سرافکنده خواهیم شد، چون فقط ادعای ایرانیت و اسلامیت داشته ایم. 
علامه شهیدمرتضی مطهری از خدمات متقابل ایرانیان به اسلام و اسلام به ایرانیان می گوید از موازنه فرهنگ ایرانی و عدالت اسلامی، هر چند گزندو ناملایماتی از سوی بعضی از اعراب بر سرزمین ما وارد شدکه خود بحثی دیگر هست و درتخصص نگارنده این یادداشت نیست، اما آثار باستانی نیز از مفاخر یک ملت است که نشان دهنده بخشی از هویت کهن است. 
از خویش پرسیده ام تو که مدعی در نقد و تحلیل و پیشنهادی، خودت از گذشته سرزمینت چه می دانی؟ چند روزی‌ست قسمتی از تحقیقات و یادداشت های استاد احمد باوند و استادمحمد کشاورز دیوکلایی را مرور می کنم، بی شک در ایران تاریخ شناسان، باستان شناسان، پژوهشگران و کاوشگرانی بزرگتر از این دو عزیز  هستند و بوده اند،کتاب‌ها نوشته اند، اما فقط با رجوع به بعضی از مقالات باوند و کشاورز، دانستم هیچ نمی دانم حال اگر رجوع به مطالعات اساتید ایشان یا دیگر پژوهشگران  کنم که جز شرمندگی چیزی ندارم. در کتب اسلامی هم شاید چنین وضعیتی داشته باشم من که با مطالعه بیگانه نیستم. 
احمد باوند تاریخ شناسی که علاقه به باستان شناسی دارد تاریخ سوادکوه را ورق می زند از اعصار گذشته از لای قفسه های احتمالا غبار گرفته کتابخانه ها،رساله های تاریخی مرجع تبرستان را بیرون می کشد، تاریخ شفاهی را که سینه به سینه به امروز رسیده را از راویان می شنود و از بیان ایشان به قلم بر لوح کتابت می آورد، معرف و کاشف بعضی از غارهای جدید هست،از رسوم و سنن دیار سوادکوه می گوید  تا در گذر زمان در عصر مدرنیته همراه با اجساد نیاکان دفن نشوند، از تاریخ  تبرستان می نویسد تا هویت تاریخی را به یادمان آورد، باوند، سکوت خاموش اسپهبد خورشید را بانگ سر می دهد و نهیب می زند که ای دوستداران میهن، قدر داشته ها را بدانید، جهت پیشگیری از تجاوز به حرائم آثار باستانی جلسات متعدد ترتیب می دهد و... 

امامحمد کشاورز دیوکلایی باستان شناسی که آثار برجای مانده از عهد کهن و عصر اسلام را در انستیتوهای معتبر بین المللی در ایتالیا پژوهش و آنالیز می کند، به گفته خودش غار اسپهپد خورشید و بنای کیجا کرچال را  به باستان شناس ایتالیا شناساند، شاید باستان شناسی، عکاسی، کوهنوردی همچنین مرمت ابنیه مشهور به قلعه کنگلو،در ایران که نزدیک به 7 سال در تیم مرمت، کاوش و پژوهش در سوادکوه  محمد کشاورز را وابسته و دلبسته به تحقیقات باستان شناسی کرد،او بیش از 8 بار به غار اسپهبد خورشید و چندین بار کیجا کرچال  رفت، کشاورز در ایتالیا تحصیل می کند، وارد کار تیم پژوهشی با اساتید مطرح ایران شناسی، باستان شناسی، شرق شناسی، گیاه شناسی که قدمت تاریخی آوارها، چوب‌ها و گیاهان را تخمین می زنند، ملاط، ساروچ و کوزه و... را تعیین عمر می کنند محمد کشاورز بعد از سالها سکوت ویرانگر دژ اسپهبد خورشید این طاق بی همتا و غار اسرار آمیز، دست به تحقیقاتی بزرگ زده است او با کسب مجوزهای لازم تکه هایی از چوب الوار داخل غار، ملاط ساروچ و... را به انستیتوی ایتالیا برده و احتمالا سال بعد خبری بزرگ از تخمین عمر دقیق بنای اسپهبد خورشید را رونمایی خواهد کرد که به نوبه خود انفجاری خبری در باستان شناسی خواهد بود.

محمد کشاورز و احمد باوند با استاد چنگیز شیخعلی پدر غارشناسی ایران احتمالا ملاقات نمودند و شیخعلی که در سال 1334 با تیم کوهنوردیش به غار رفتند از نزدیک به 70 سال پیش عکسهایی از غار گرفته اند که آن عکسها امروز گنجینه ای مستند است، شاید بخش‌هایی از ابنیه های دست ساخته با تطبیق آن روزگاران امروز دیگر موجود نباشد اگر استاد شیخعلی پدر غارشناسی، استاد ستوده، استاد باوند، استاد کشاورز، دیگر باستان شناسان دیگر معماران دیگر تاریخ دانان، دیگر کاوشگران، دیگر پژوهشگران، برای کنار زدن پرده های بی خبری تلاش کردند تا شناسنامه هویت آثار را معین کنند  نوبت  ماست که بیگانه با اثر و آثار نباشیم ما که حتی از یوسفی ارفعی کارشناس میراث، میثم محسنی ملردی و دیگرانی که شاید درون غار را دیده اند از معماری، پله ها، شاه نشین، آب انبار، آوارها، سنگ و ساروچ و... نپرسیده ایم ولی اکنون نوبت فرماندار، استاندار، اداره کل میراث فرهنگی، وزیر صنایع دستی گردشگری و میراث فرهنگی، نمایندگان مجلس، معاون اول رئیس جمهور، رئیس دولت، رئیس سازمان برنامه و بودجه، مقامات قضایی، حتی انتشارات، خبرنگاران، مردم و.... هست، تا هم جلوی تجاوز احتمالی به حریم آثار باستانی، فرهنگی، تاریخی، ایرانی، اسلامی را بگیرندطرح اسپهبد خورشیدرا در دل بودجه سالانه برنامه و بودجه ببرند و برای طرح مطالعات کاوش و پژوهش، سپس برای ماکت سازی، پلان، پروژه و.... اعتبار ملی بگیرند

وگرنه با شعار، مصاحبه، جملات زیبا، فقط مشمول زمان و شاید شامل دست اندازی حفاران غیرمجاز و هوازدگی و ارتعاشات ناشی از انفجار معادن و میدان تیر و حتی بوقهای کامیون و.... شود گردشگر، توریست و اقتصاد توریست هرگز با این وضع جذب نخواهد شد تا اقدام عملی نشود. فردا دیر هست امروز چاره کار کنید. اگر در این یادداشت از دیگر باستان شناسان، تاریخ شناسان، کوهنوردان، کاوشگران، پژوهشگران، اسمی به میان نیامد فقط و فقط بخاطر محدود بودن دامنه مطالعات نگارنده در این بخش هست ولاغیر.

ارسال نظر

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

• نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.


• نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.


آخرین اخبار
بیشتر